جعفر شهرى باف

68

طهران قديم ( فارسى )

شأنشان به دور ميآمد و اين نيز باز منوط به وقت و ساعتى بود كه تقويم راه داده ساعت و سعادت داشته باشد . اول خريد كلام اللّه و آئينه و چراغ بود كه قبلا يا در همان جلسه خريده ميشد و پس از آن چادر نماز و سپس لباس و در آخر چادر سياه و بعد از همه طلا يا جواهر كه هرچه قوم داماد چانه زده باريك ميگرفتند ، قوم عروس سليقه بخرج داده ، زياد و گرانقيمت انتخاب كرده دامنه را وسيع ميكردند . از آن سو جهاز عروس بود كه عروسان درصدد تكميل و تهيه‌اش برآمده بنا به فرصت و موقعيت كه عروس را زود يا دير مىبرند به رفع نواقصش برميخاستند ، و اينكه رفع نواقص گفته مىشود از آن روست كه دختردار از آن وقت كه دختر با اسباب‌بازى و عروسك به بازى شروع مينمود ، بلكه از آن ساعت كه در خشت ميافتاد در صدد تهيهء جهازش برميآمدند ، به اين صورت كه وقتى طشتى خريده ، زمانى لگنى فراهم كرده ، روزى آستر رويهء خوبى ديده بودند و پنبهء خوبى به چشمشان خورده بود لحاف تشك او را دوخته كنار ميگذاشتند . به همچنين ديگر وسائل و مايحتاجش را كه چون به سن بلوغ ميرسيد همه چيزش آماده ، هيچ لنگى و نقص و ببر و بدوز برايش نمانده بود و تنها چيزى كه در اين زمان احتياج پيدا مينمود ، مشتى خرده‌ريز امثال جارو و خاك‌انداز و تنوره و آتش گردان و از اين‌گونه خرت و پرت كه جزء جهاز نميآمد . مگر خانواده‌هاى فقير و شلخته‌ها كه تهيهء جهاز را براى همين هنگام كه از زور دستپاچگى ندانند چه بايدشان نمود و بفهمند چه بكنند ميگذاشتند ، و در هر صورت چه جهاز دختر آماده ، چه لازم به تهيه مىگرديد از شب بله‌بران تا شب بردن عروس خانه عروسان پر از خويش و قوم و دوست و بيگانه بود كه به كار رفع نواقص و كم و زياد جهاز ميپرداختند ، كه يكى چرخ خياطى جلوش بود و قر و قر ملحفه ( ملافه ) لحاف ، ملافهء تشك ، متيل « 10 » ، رويه متكا ، بالش ميدوخت و يكى بريدنىهاى آن را مانند پرده ، سفره ،

--> ( 10 ) . پارچهء سفيدى كه دوخته رويهء آخرين متكا ، يا بالش ميسازند .